تبليغاتX
سلام دوست من! خوش اومدی.انشاالله که زندگی به کام هست.اگه نیست به کامش کن مهرٍ عشق

جدیدا یه چیزی فهمیدم که ارزش فکر کردن روشو داره:

 

2 چیز هست که باعث سقوط در پرتگاه گناه میشه،میدونید اونا چیه؟

 

 

دیدید بعضی وفتها یه کاری رو میکنیم که خودمون کم و بیش میدونیم کار درستی نبوده هی مرتب می خایم برا خودمون دلیل بیاریم که"نه بابا، اینا که گناه نیست"اما خودمون بهتر از هر کسی میدونیم که اینا همش حرفاهایی برا اینه که خودمونو راضی کنیم و دلمون آروم بگیره که این همون توجیه گناهه.

 

اما امان از وقتی که یه کاری رو اینقدر انجام داده باشیم که دیگه اون وحشت اولیه رو ازش نداشته باشیم.با خودمون که تعارف نداریم،تو انجام بعضی گناها برا بار اول یه خورده ترس داریم و میدونیم که انجام اون کار عاقبتی نداره؛اما وفتی اون گناه 1روز،2روز،3روز تکرار شد می بینیم که انگار اون اکراه اولیه رو نداریم و خیلی راحتر انجامش می دیم که این همون عادت به گناهه. خدا نکنه همچین روزی بیاد!!!!!!!!                                

نه؟؟!

+ نوشته شده توسط یار در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 7:27 بعد از ظهر |
با ارسال ایمیل به آدرس eh_kh_ko@yahoo.com میتونید مطالبی رو که لازم هست گفته بشه و ما نگفتیم بگید تا با اسم خودتون تو وبلاگ بزاریم.
+ نوشته شده توسط یار در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:50 قبل از ظهر |

سلام دوستای گل

ديشب يه چیزی شنيدم خيلی نياز به فکر داشت اون حديث دقيقا يادم نيست اما مضمونش يادمه.

حالا ببینید جریان از چه قراره:

حتما دیدید که وقتی مراسم دعا یا مناجاتی برگزار میشه هر کی بخواد اهل حال باشه همه ی توجهش می بره به سمت خدا و سعی میکنه که تو همون یه شب هم که شده بالاخره یه بهره ای رو ببره.حتما هم می دونید که آدما با هم فرق دارن یکی گناهش بیشتره یکی کمتره.

اما گاهی وقت ها یه آدم هایی به این مراسم ها میان که اگه به کار هاشون دقت کنی می بینی این بابا مثلا 20 سال یا مثلا 40 سال اصلا کاری با خدا نداشته و اصلا با خدا و این جور کار ها بیگانه بوده.این همه گفتم تا اینو بگم: حالا میدونید خدا به فرشته هاش در مورد این جور آدما چی ميگه:

میگه که بیبینید این بنده ی من گناهاش خیلی زیاده اما با کسایی اومده پیش من که ممکنه کارهای

ثوابشون خیلی بیشتر از گناهشون باشه میگه که ببینید که این بنده چقدر گناه کرده ، بیشتر از

اون بهش پاداش و ثواب بدید تا از بقیه عقب نیفتده و اون هم خوشحال باشه که دست پر داره

بر میگرده.

حالا ببینید همین خدای خودمون چقدر چقدر ماها رو دوست داره که این جوری میگه که حتی اون

هایی هم که یه خورده از بقیه کم دارن یه وقت احساس عقب موندگی نکنن و دلشون نسوزه

که:                   

                         سبک بالان خرامیدند و رفتند          مرا بیچاره نامیدند و رفتند

حالا با این همه توصیفات به نظر شما ماها پیش خدا چقدر عزتو آبرو ومقام داریم که خدا اینجوری حرف میزنه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

خب آخه حیف نیست با این اوضاع و شرایط مناسب ماها گناه کنیم؟؟؟؟!!!!!

بگین حرف دلتون رو:

+ نوشته شده توسط یار در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:49 قبل از ظهر |
به جو و حال هوای عکس زیر خوب دقت کنید

این جور حس و حال ها برای خیلی از ما جوونا و نوجونا پیش میاد.دوست داریم به یه نقطه

خیره بشیم و فکر کنیم اما چیزی هم برای فکر کردن نداریم.

سنگینی فضا رو احساس میکنیم.اصلا حال و هوا یه طور دیگست.اون موقع هاست که آدم

اگه حواسش جمع باشه به یه جاهایی میرسه!!!

شما هم نظرتون رو بگید:

+ نوشته شده توسط یار در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 1:10 بعد از ظهر |
چه حسی بتون دست میده؟؟

چه حسی بتون دست میده؟؟؟

+ نوشته شده توسط یار در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 12:0 بعد از ظهر |

نوشته زیر و چندتای بعدیش رو بخونین و فکر

کنین و نظرتون رو بگین.

(حتمنا، یادتون نره)

+ نوشته شده توسط یار در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 11:31 قبل از ظهر |
یه مدت برا خودمم سواله که :

فکر به گناه چقدر تو انجام اون اثر داره؟؟؟؟(اصلا اثر داره یا نه؟؟؟)

یه خورده به این حرف فکر کنین.جالبه!!!

البته نظرتون رو هم همین الآن میتونید بدید:

+ نوشته شده توسط یار در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 5:51 بعد از ظهر |
حالا با توجه به نوشته زیر این جور آدما ارزش و مقام و عزتی رو که دارن درک کردن؟؟؟؟؟!!!!!!

خب بگین نظرتون رو:

+ نوشته شده توسط یار در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 6:29 بعد از ظهر |
به نام ا...

تا حالا به اين موضوع فکر کردين يکی از فوايدی که دختر خانم ها برای ازدواج مهريه می گيرند ممکن اين باشه که ارزش و مقام خودشون و حتی زن بودنشون و اينکه مرد حتما به اون ها نياز داره رو نشون بدن.

وحتما هم میدونيد که دين ما برای بالا بردن و نشون دادن ارزش زن مهريه رو واجب کرده.

يعنی خودمونی ترش اينه که يکی از خوبی های مهريه اينه که زن به مرد ميگه "اگه منو می خوای بايد يه خورده خرج کنی و سر کيسه رو شل کنی تا به من برسی تا من اجازه استفاده از خودم بهت بدم!!!"

حالا به نظر شما اون خانوما يا دختر خانمايي که آرايش کردن و به وضع خيلی بدی بيرون ميان تا همه اون ها رو ببينن از اين نظر ضرر نکردن که بدون دريافت هيچ چيزی به همه اجازه می دن که مفت

و مجاني از اون ها استفاده کنن؟؟؟؟!!!!!

(حالا تازه مسئله شرعیش مونده که روش بعدا حرف میزنیم)

خب، شما هم نظرتون رو بگين.

+ نوشته شده توسط یار در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 11:15 بعد از ظهر |
برادرم یه چیز باحالی گفت خیلی برام جالب بود خودم تا حالا بهش فکر نکرده بودم براهمین حیفم اومد که شما هم ازش بی خبر باشین و بهش فکر نکنین.اون جمله اینه:

«آدم رو زمین خدا راه بره نون گندم رو بخوره بعد معصیت خدا رو هم بکنه»

خیلی جالب بود  نه؟؟جمله بالا خیلی جای فکر داره.شما هم بهش فکر کنین و نظرتون رو بگین!!!

+ نوشته شده توسط یار در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 12:42 بعد از ظهر |

نوشته زیر رو بخونین و فکر کنین و نظرتون

رو بگین.

+ نوشته شده توسط یار در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 8:31 بعد از ظهر |

به نام ا...

تا حالا به اين موضوع فکر کردين يکی از فوايدی که دختر خانم ها برای ازدواج مهريه می گيرند ممکن اين باشه که ارزش و مقام خودشون و حتی زن بودنشون و اينکه مرد حتما به اون ها نياز داره رو نشون بدن.

وحتما هم میدونيد که دين ما برای بالا بردن و نشون دادن ارزش زن مهريه رو واجب کرده.

يعنی خودمونی ترش اينه که يکی از خوبی های مهريه اينه که زن به مرد ميگه "اگه منو می خوای بايد يه خورده خرج کنی و سر کيسه رو شل کنی تا به من برسی تا من اجازه استفاده از خودم بهت بدم!!!"

حالا به نظر شما اون خانوما يا دختر خانمايي که آرايش کردن و به وضع خيلی بدی بيرون ميان تا همه اون ها رو ببينن از اين نظر ضرر نکردن که بدون دريافت هيچ چيزی به همه اجازه می دن که مفت

و مجاني از اون ها استفاده کنن؟؟؟؟!!!!!

(حالا تازه مسئله شرعیش مونده که روش بعدا حرف میزنیم)

خب، شما هم نظرتون رو بگين.

+ نوشته شده توسط یار در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 3:12 بعد از ظهر |
برادرم یه چیز باحالی گفت خیلی برام جالب بود خودم تا حالا بهش فکر نکرده بودم براهمین حیفم اومد که شما هم ازش بی خبر باشین و بهش فکر نکنین.اون جمله اینه:

«آدم رو زمین خدا راه بره موقع ناهار نعمت خدا را بخوره بعد معصیت خدا رو هم بکنه»

خیلی جالب بود  نه؟؟جمله بالا خیلی جای فکر داره.شما هم بهش فکر کنین و نظرتون رو بگین!!!

 

+ نوشته شده توسط یار در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 12:8 بعد از ظهر |

به عنوان مثال جريان زير را حتما بخوانيد:

روزی يکی از پيامبران خدا (اسم آن حضرت دقيقا يادم نيست) پس از اينکه دعوت خودرا بر مردم تمام کرد و ديد که عده ای از آنان هدايت پذير نيستند؛ از خداوند خواست که عذاب خود را بر اين مردم نازل کند. خدا به پيامبرش گفت که قبل ار اينکه اين کار را انجام دهم از تو مي خواهم که کنار رود نيل بروی و با خاک و آبی که آنجا هست گِلی درست کنی.پيامبرخدا اين کار را انجام داد. پس از اين خداوند به او گفت که خوب حالا با اين گل، کوزه و ظروف گلی بساز.سعی کن که زيبا هم بسازی. پيامبرخدا اين کار را هم انجام داد و سپس خداوند از او خواست که چند روزی اين ظروف گلی را در آفتاب بگذارد تا خشک شوند. بعد از انجام اين کارها خداوند به پيامبرش گفت که حالا تمام چيز هايي را که درست کرده ای بياور و با يک چماق تمام آن ها را بشکان. پيامبر هم ظروفی را که خود درست کرده بود آورد تا همان کاری را که خداوند از او خواسته بود انجام دهد. قبل انجام اين کار پيامبر به خدا گفت:خدايا، تو خالق ما هستی و تو هر چه بگويي ما بايد انجام دهيم من هم اين کار را انجام خواهم داد اما از تو يک سوال دارم: چرا بعد از اين همه تلاش و زحمت و کار از من مي خواهی که اين ظروف زيبا را بشکنم؟

خداوند به پيامبرش گفت: اين ظروفی را که تو ساختی گِلش از تو نبود؛ آبش از تو نبود؛ هنر سفال گری را هم من به تو داده بودم؛ آنوقت تو وسايلی را که هيچ چيز آن تو از تونبوده است حيفت مي آيد خراب کني و از شکاندن آن ها اکراه داری (خودمانی ترش يعنی زورت مي آيد). آنوقت تو از من مي خواهی که انسانی را که از بس او را توانا و زيبا آفريده ام و وقتی او را آفريدم به خودم آفرين گفتم (فَتَبارَکَ اللهُ اَحسَنُ الخالِقينَ) به همين راحتی عذاب کنم و آن ها را به سختی و مشقت بيندازم.

حالا شما خودتون بينی و بين الله قضاوت کنيد و ببينيد که همين من و شما پيش خدا عجب ارزش و مقام و آبرو عزتی داريم. چقدر من و شما ارزش داريم که خدا اين طوری به پيامبرش مي فهونه که بنده هايش خيلی ارزشون از اين حرف ها بالا تره.

حالا من و شمايي که اينقدر مقام منزلت داريم(کالای کم بهايي نيستيم) الحق و الانصاف مي ارزد که خودمون را به بهای خيلی کمی مثلا گناه بفروشيم؟؟

يا اگر اصلا بخواهيم با معاوضه کردن مقايسه کنيم ماها خودمون تو زندگي روزمرمون که نميآييم مثلا يه آدامس از يکی بگيريم و بجاش يه کامپيتر بهش بدهيم. اصلا اين کار برامون به هيچ وجه نمي ارزه و اگر اين کار را هم کرديم تا يه هفته به خودمون بد و بيراه مي گيم و خودمون را ملامت مي کنيم.

حالا شما خودتون ببينيد که آيا مي ارزد ماها خودمون را با اين ارزشی که پيش خدا داريم با يه چيز کم مثلا گناه عوض کنيم. اصلا با عقل جور در مياد؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط یار در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 3:20 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحيم

من يک سوال ازتون می پرسم: آيا تا به حال با خودتون فکر کردين که آميزاد چه ارزش و مقامی داره؟

يا تا به حال به اين فکر کردين که همين خود خدا چند بار در مقابل پيامبراش ايستاده تا از من و شما دفاع بکنه؟

در مورد اين موضوع ها يه خورده فکر کنين تا بقيشُ بعداً بگم.

+ نوشته شده توسط یار در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 3:7 بعد از ظهر |

اطلاعات کامپيوتر شما




۱ـ با ارسال ایمیل به آدرس eh_kh_ko@yahoo.com میتونید مطالبی رو که لازم هست گفته بشه و ما نگفتیم بگید تا با اسم خودتون تو وبلاگ بزاریم.

کلمه مورد نظر خود را در وبلاگ جستجو کنيد


ELGA2R



: نويسنده وبلاگ
یار
: آيدي من
Eh_Kh_Ko@Yahoo.com
: آدرس وبلاگ
www.Mehreeshgh.Blogfa.com
: با تشکر از
همه شما دوستای عزیز و گل
دوست داشتنی
در ضمن احساس و فکرتون در مورد مطالب وبلاگ يادتون نره
بازم به وبلاگ خودتون سربزنید
* پــــــــــــــــا يـــــــــــا ن *